محمد تقي جعفري

315

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

« عالِيَهُمْ ثِيابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَساوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَسَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً . » 76 : 21 ( 1 ) ( لباسهاى شفاف و نازك و سبز و بافته شده هاى مستحكم روى بدن آنان را پوشانيده و از اشياء شفاف نقره‌اى [ كه فوق العادهء زيبا خواهد بود ] مزين گشته و خدايشان از شراب طهور آنان را سيراب مىكند ) . ( ( 3212 ) ) آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست ( ( 3213 ) ) تا نزايد طفلك نازك گلو كى روان گردد ز پستان شير او تا احساس نيازمندى نشود قدمى در راه تكامل برداشته نخواهد شد اين اصل احساس احتياج و تكامل را جلال الدين با بيان مختلفى در مثنوى متذكر شده و اهميت مخصوصى به آن قائل شده است . اين اهميت كاملًا بجا است و اى كاش بشريت مخصوصاً متصديان پيش برد قافلهء انسانيت اين اصل را در دلهاى خود ثبت مىكردند و بان عمل مىنمودند . ما براى توضيح اصل فوق اولًا واحدهاى روشن آن را به طور اختصار متذكر مىشويم : واحد يكم - احساس احتياج را در نهاد هر موجودى [ با مقدماتى كه پيش از اين در بارهء موجودات گفته و از آيات قرآنى استشهاد نموده و از بيت جلال الدين كه مىگويد : ذره ها ديدم دهانْشان جمله باز گر بگويم خردشان گردد دراز اثبات كرديم ] در اين مبحث سر و كار ما تنها با انسان است . انسان حد اقل در مراحلى از زندگى و در حالات اعتدال روانى نيازمندى خود را براى اشياء فراوانى كاملًا درك مىكند . وجود اين احساس جاى ترديد نيست . واحد دوم - اين احساس به طور منطقى ضرورى ايجاب مىكند كه انسان

--> ( 1 ) سوره الانسان ، آيهء 21 . .